ویرانه...
من از تمامیت ارضی یک عشق سخن می گفتم، بر فراز ویرانه های قلبم.

ویرانه هایی حاصل از تهاجم ناگهانی چشمانت!

و چه کودکانه دروغ می گفتم،

که شهر در امن و امان است...