شوهر جان !
از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 201131


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 1 دی ماه سال 1384
جمله روزانه


دنیا به کار خود مشغول است و به دردهای قلبمان اهمیتی نمی دهد و از جراحتهایی که بر قلب مان می نهد آنگاه نیست. بیایید شکر گزار باشیم کسی هست که نیازهای ما را می داند، رنج هایمان را می بیند و اضطراب درونمان را می خواند.«او» از سر رحمت یاری و شفا بر ما نازل می کند. یاریش به اندازه ای به ما می رسد که به دیگران یاری می رسانیم چنانچه به دیگران کمک کنیم، کمک را دریافت می کنیم، مشکلاتمان فرو می نشیند و اندوهمان ناپدید می شود.
                               جی.پی.وسوانی


یکشنبه 27 آذر ماه سال 1384
گنج حقیقی
گنج حقیقی زندگی چیست؟ نه ثروت، نه دارایی، نه لذت، نه اقتدار و نه شهرت. گنج حقیقی زندگی ثروت روح است. قدیسی در دروازه بهشت ایستاده بود. پرسید:" خداوندا چه چیزی برایت آورم تا درهای بهشت را بر من بگشایی؟" ندا آمد:" اشکهای عشق، اندوه رنجدیدگان و تواضع قلب."

                               جی.پی.وسوانی

چهارشنبه 23 آذر ماه سال 1384
زندگی حقیقی
زندگی حقیقی در عشق خدا و مهر به موجودات ریشه دارد، بر خاک تواضع می روید و میوه اش معرفت الهی است.
                               جی.پی.وسوانی

سه شنبه 22 آذر ماه سال 1384
او می آید، همیشه می آید
خدا از تو دور نیست، هر جا که روی حضور دارد. از نفسهایت به تو نزدیکتر است، حضرت محمد(ص) فرموده است: خدا از رگ گردن به تو نزدیکتر است. او را بخوان، پاسخ خواهد داد. با اشک شوق و عشق او را بخوان. او خواهد آمد و ترا در آغوش مهرش خواهد گرفت. آنگاه به تمثال او در خواهی آمد. مطهر خواهی شد. از بندگان متبرکش خواهی شد.
                               جی.پی.وسوانی

شنبه 19 آذر ماه سال 1384
آرامش از آن همه موجودات

جهان گلستان خداست. بیایید آن را زیبا و درخشان سازیم. بیایید در کلام، افکار و اعمالمان از خشونت دوری کنیم. بیایید عشق و نیکخواهی را به همه نثار کنیم. بیایید آرامش را به همه موجودات هدیه کنیم.
                               جی.پی.وسوانی

   1      2    >>
من سعی می کنم ننویسم ولی شما . . . وادار می کنیدم از این حس رها شوم اصلا شما برای چه اصرار می کنید؟ میلم کشیده از همه دنیا جدا شوم ! هی گیر می دهید که از غصه ها نگو مجبور می شوم غزلی بی صدا شوم با شعر هایتان ، گفتی برای آنکه بدانم چه می کشی باید به چشم های خودم مبتلا شوم ! ! دستم که می رود به قلم ضعف می کنم ! بگذار آن گریخته در انزوا شوم لطفا کمی دروغ بگو ، مثل چشم من ! نگذار مثل حس شما بی ریا شوم ! من سعی می کنم ننویسم ولی شما . . . هی سعی می کنید که مثل شما شوم من گفته بوده ام به من اصلا امید نیست این هم سند که با همه بی ادعا شوم !
شناسنامه کامل من...