شوهر جان !
از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 201133


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 13 مرداد ماه سال 1387
بدون شرح ...

شنبه 28 مرداد ماه سال 1385
بی تو ...
بی تو

شنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1385
اشک خواهم ریخت برای تو...!
اشک خواهم ریخت برای تو...!
 
برای تویی که ذره ذره وجودم را در دستهای نازک فشردی...!
 
تا آخرین امید را از من جدا سازی برایت اشک خواهم ریخت..!
 
برای تو ای انسان قرن بیستم. برای تویی که زندگی را بدرود گفتی و وجود را در اعماق تمدن و پیشرفت غرق کردی برای تو ای انسان قرن بیستم... ای انسان قرن تمدن ....!
 
برای تو گریه خواهم کرد. برای تو اشک خواهم ریخت ...!
 
برای تنهاییت ... و بر سر مقبره اصالت از دست رفته ات ...!
 
شمعی کوچک روشن خواهم کرد. یادگار سنتهای از دست رفته من . تو . ما.....!

دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384
؟!!

چرا انگشتانت را اینچنین محکم درون گوشهایت فرو برده ای؟

از من که صدایی نمانده است جز یک نگاه!


چهارشنبه 30 آذر ماه سال 1384
شب یلدا

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

HydroForum ® Group

شب یلدا مبارک


   1      2    >>
من سعی می کنم ننویسم ولی شما . . . وادار می کنیدم از این حس رها شوم اصلا شما برای چه اصرار می کنید؟ میلم کشیده از همه دنیا جدا شوم ! هی گیر می دهید که از غصه ها نگو مجبور می شوم غزلی بی صدا شوم با شعر هایتان ، گفتی برای آنکه بدانم چه می کشی باید به چشم های خودم مبتلا شوم ! ! دستم که می رود به قلم ضعف می کنم ! بگذار آن گریخته در انزوا شوم لطفا کمی دروغ بگو ، مثل چشم من ! نگذار مثل حس شما بی ریا شوم ! من سعی می کنم ننویسم ولی شما . . . هی سعی می کنید که مثل شما شوم من گفته بوده ام به من اصلا امید نیست این هم سند که با همه بی ادعا شوم !
شناسنامه کامل من...