شوهر جان !
از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 207524


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 5 فروردین ماه سال 1386
دو کلمه حرف حساب

 

 

مدتهاست درد میکشم... شانه هایت کجاست؟ به میهمانی شانه هایت دعوتم میکنی؟ شب و سکوت و اسمان ابری و....  آخه به چه زبونی بگم دل ، عقل و اختیار با هم جمع نمیشه ! تازه عشق هم هست که نگفتم !!!  اگر رفتنم اختیاریه برگشتنم اجباریه ... کاش من هم بزرگتر بودم فقط  5 ماه ... همین !

 

 

می دونم که اگر بشنوی تو هم می سوزی !!!

 


در کنار من هرگز به غصه ها فکر نمیکند.همسرم را می گویم...

شناسنامه کامل من...