بازگشتهام. با تبریک بهار سبز و بوی شکوفههای صورتی سیب برای شما و کتابی سرخ و موهایی سفیدتر از دیروز و همیشه. که بگذارم و بروم. که باز هم در صبحگاهی نارنجی بروم و بزنم به چاک جادههای خاکستری که هیچ وقت تمامی ندارند و از شیشهی دودی ماشینها، خطهای شیری ممتد بر آسفالت سربی را تا طلوع ماه نقرهای بشمارم که ببینم این نقطهی سیاه سرگردان بر صفحهی خاکیِ این سیارهی آبی غریب، کی و کجا به ته این خط خواهد رسید...
بهار دلتان مبارک
|