سرور کسی نیست جز خدای بخشنده و مهربان
چه ساده گذشتیم و گذاشتیم بر ما نیز بگذرد
چه ساده دل گفتیم و شب بازی را از ما برد !
چه ساده تنها شدیم و لذت وجود ما را گرفت
چه ساده خندیدیم به خود تا کسی به ما نخندد
چه ساده تمرین بوسه کردیم تا اشک مرحم دردهایمان نباشد
چه ساده باختیم تا برنده غرور باشیم
چه ساده خاطرات را به عشق زندگی دانستیم
چه ساده خود را به گوشه ای خوشبخت ساختیم
تا کسی نخواند بازی روزگار را
و چه ساده باور کردیم که دیگر
برای هم
با هم و برای همیشه
می مانیم و تمرین پرواز می کنیم. |