شوهر جان !
از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 207544


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 3 اسفند ماه سال 1385
معنی ساده زندگی !


سرور کسی نیست جز خدای بخشنده و مهربان

چه ساده گذشتیم و گذاشتیم بر ما نیز بگذرد

چه ساده دل گفتیم و شب بازی را از ما برد
!

چه ساده تنها شدیم و لذت وجود ما را گرفت


چه ساده خندیدیم به خود تا کسی به ما نخندد


چه ساده تمرین بوسه کردیم تا اشک مرحم دردهایمان نباشد


چه ساده باختیم تا برنده غرور باشیم

چه ساده خاطرات را به عشق زندگی دانستیم

چه ساده خود را به گوشه ای خوشبخت ساختیم

تا کسی نخواند بازی روزگار را


و چه ساده باور کردیم که دیگر


برای هم

با هم و برای همیشه

می مانیم و تمرین پرواز می کنیم.


در کنار من هرگز به غصه ها فکر نمیکند.همسرم را می گویم...

شناسنامه کامل من...