شوهر جان !
از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 207480


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 12 مهر ماه سال 1385
این بار برای همیشه ...

 

دیدی ؟
دااناییم هم
به ناتوانیم اضافه شد... !

ای کاش اون حقیقت عریان محض رو هرگز ندیده بودم.

سرنوشت من موضوع غریبیست...

پیمانه زندگی من گاهی با یه لبخند پر میشه....

و زمانی با تمام جهان پهناور هم پر نمیشه !!!


در کنار من هرگز به غصه ها فکر نمیکند.همسرم را می گویم...

شناسنامه کامل من...