شوهر جان !
از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 207412


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 25 بهمن ماه سال 1384
معما...

«روزگاری غریبست و بازار دروغ را فروغ. مجربات کهنه است، بلهوسی تجدد.

اسپید و سیاه و زرد و آبی
هرچاپ زنی مرید یابی

مجلس صلح ساختند به جنگ پرداختند. در جنگ اخیر قافیه را باختند، هیتلر با طرح مرام طغیانی (ناسیونال سوسیالیست)، آتشی افروخت که خامش شدنی بود. طرحی که روی آتلانیک ریختند نقش بر آب شد، در یالتا شعله ای برکشید که اطفای آن با آب اقیانوس کبیر هم مشکل است.

مثبت و منفی در جو سیاست بحد اشباع رسیده، مگر به طبیعت خنثی گردد و برق و رعد نکشد که گوشها کر و آبادیها زیر و زبر خواهد شد. پنج سال گذشت، هرروز از صلح صحبت است و هرشب از جنگ حکایت. چرا؟ هیچ طرف بحد وسط سر فرود نمی آورد.

اصطلاح جدید، جنگ سرد است.

ده هزار سال است که طرح آزادی میریزند و لاف دمکراسی می زنند و هیچوقت گرفتاری این گونه عالم گیر نبود و فرعنت بدین پایه نرسیده بود. از خدا منصرف و به طلا معترف. چنان مینماید که در گرداب اقتصاد و غلو در صادرات، بازی خود را باخته است . اگر مات نشود، پات خواهد شد.

فرزین بدست آسیا است اگر فریب بزک نخورد و گزک را از دست ندهد.«


در کنار من هرگز به غصه ها فکر نمیکند.همسرم را می گویم...

شناسنامه کامل من...