شوهر جان !
از کوله بار اکنون، برایت سکوت آوردم، سکوت.... تو بگو کدامین واژه را، فریاد باید کرد...
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 207358


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 25 دی ماه سال 1384
غم نان

غم نان

در زمستان نیاز دختر دستفروش به تن پنجره ها می کوبد.
آه اما مردم شیشه هاشان بالاست. ...
دختر از پشت چراغ از غم نان به کنار اتوبان آمده است ،

او گرسنه است هنوز ، شیشه ها پایین و بوقها در هیجان.

دختر دستفروش تن فروش است امروز ...
سالها می گذرد ،

دختری فرسوده روی یک نیمکت چوبی سرد کنج تاریک پلی می میرد ...

 مردمان می گذرند و به هم می گویند که زنی فاحشه بود .

 ayeneh.jpg

جمعه 23 دی ماه سال 1384
ساعت ؛ چشمات ...
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، نمیای ، نمیای ، نمیای
  • آلبوم ، گریه ، نامه ، عاشق ، نمی خوای ، نمیای ، نمیای
  • من ده ، تو صد ، برگرد ، برگرد
  • من ده ، تو صد ، برگرد ، برگرد
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، آلبوم ، گریه ، نامه ، عاشق ، نمی خوای ، نمیای ، نمیای
  • آینه ، گلدون ، شونه ، خونه ، عزیزم ، عزیزم ، عزیزم
  • من ده ، تو صد ، برگرد ، برگرد
  • من ده ، تو صد ، برگرد ، برگرد
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، آلبوم ، گریه ، نامه ، عاشق ، آینه ، گلدون ، شونه ، خونه ، عزیزم ، نمیای ، نمی خوای
  • نیمکت ، گیتار ، پاییز ، مهتاب ، می مونم ، نمیای ، میمیرم
  • من ده ، تو صد ، برگرد ، برگرد
  • من ده ، تو صد ، برگرد
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، آلبوم ، گریه ، نامه ، عاشق ، آینه ، گلدون ، شونه ، خونه ، نیمکت ، گیتار ، پاییز ، مهتاب ، نمی خوای ، نمیای ، عزیزم
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، نمیای ، نمیای ، نمیای
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، دستم ، اما ، دستات ، هرگز ، نمی خوای ، عزیزم ، نمیای
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، دستم ، اما ، دستات ، هرگز ، عشقت ، آتیش ، آروم ، جونم ، نمیشه، نمیای ، عزیزم
  • ساعت ، دیوار ، چشمات ، قلبم ، دستم ، اما ، دستات ، هرگز ، عشقت ، آتیش ، آروم ، جونم ، نیمکت ، گیتار ، پاییز ، مهتاب ، می مونم ، میمیرم ، نمیای

پنجشنبه 22 دی ماه سال 1384
دلم گرفته برایت

نه از قبیله ابرم، نه از تبار کویرم
که بی بهانه بگریم، و بی ترانه بمیرم
ستاره ای به درخشندگی ماه که دیری است
به دست توده ای از ابرهای تیره اسیرم
فرو نمی کشد این آب ، آتش عطشم را
خوشا که باز بیفتد به چشمه سار مسیرم
دلم گرفته برایت ولی اجازه ندارم
که از نسیم و پرنده، سراغی از تو بگیرم
براستی که برادر، منی که مردم این شهر
از اوج قله عزت، کشیده اند به زیرم
چگونه دست کسی را به دوستی بفشارم
.چگونه حرف کسی را به آشتی بپذیرم
 


"ارزش هر کس به حرفهایی نگفته ای است که برای گفتن دارد."
حالا اگه کسی هیچ حرفی واسه گفتن نداشته باشه چی؟!


دوشنبه 19 دی ماه سال 1384
ساده بگیم... ساده نباشیم !!!

پیچیدگی چیز عجیبی نیست ٬ لازم هم نیست پیچیدگی‌هامون رو به رخ هم بکشیم تا خودمون رو ثابت کنیم. فقط کافیه ساده باشیم ٬ واقعی باشیم ٬ مثل یه کودک .. با همه‌ی بودنمون بخندیم ٬ بخواهیم ٬ گریه کنیم ٬ غمگین شیم ٬ دوست داشته باشیم. .. باید بتونیم ساده فکر کنیم ٬ باید بتونم ساده حرف بزنیم ٬ باید بتونم ساده عاشق بشیم ٬ باید بتونیم واقعی باشیم . سخت ترین و پیچیده‌ترین‌ها همیشه ساده‌ترین و واقعی‌ترین‌ها هستن ...

ولی

 از کسی که دوستش داری ساده دست نکش . شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی . و از کسی که دوست داره بی تفاوت عبور نکن . چون شاید هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه ....

و...

میدونی مزه حرفی که همیشه نوک زبونته اما نمی تونی بگی چیه؟ خیلی تلخه!


یکشنبه 18 دی ماه سال 1384
منتظر هیچی نیستم..

 

روزهایی که می گذرن...همینطور بیهوده می گذرن...دنبال هم قطار می شن تا هفته ها٬ ماه ها و سالها را بسازن..بعضی روزها قطار می ایسته تا نفسی تازه کنه و بعد دوباره پوچ تر و سریع تر توی ابدیت ریل های موازی و غیر موازی و متقاطع و غیر مقاطع گم می شه...آخرش می رسه به اونجایی که همه ی قطارهای سرگردون آخرش اونجا می رن...خدمت اوراقچی بزرگ ...و بچه های لاستیک غلطان...و شبهای سرد و روزهای آفتاب تفتیده...

...کم کم غصه خوردن ساعت پنج مثل قرص خوردن ساعت هفت صبح می شه یه عادت...درد انقدر همیشگی و حاضر می شه که گم می شه...یه جوری که انگار بدون اونه که یه جای کار می لنگه...می گه ْGABA خوبه...درمونه این سیناپس های جلز ولز کننده ی مغزه...

 


<<    1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
در کنار من هرگز به غصه ها فکر نمیکند.همسرم را می گویم...

شناسنامه کامل من...